اشتباهی

سریال black mirror

درسته که فصل درس و مشق شروع شده ولی اگه وقت خالی داشتید و تلویزیون و به عنوان سرگرمی انتخاب کردید، تماشای سریال black mirror و بهتون پیشنهاد میکنم .

تازه فصل یک و تموم کردم و اپیزود اول به نظرم خیلی دوست داشتنی و درگیر کننده بود . 

درباره سریال هم: 

آینه سیاه درواقع آنتولوژی هستش . یعنی هر قسمت داستان متفاوت و شخصیت های متفاوت داره و هیچکدوم ارتباطی با هم ندارن . سریال درباره رابطه مردم و تکنولوژیِ، که حداقل برای من موضوع جذابیه . 


پی نوشت اول: رشت بارونیه

پی نوشت دوم: رشت تقریبا همیشه بارونیه، پس وقتی اعلام میکنم یعنی بارون از حد استاندارد رشت بیشتره

پی نوشت سوم: ما از بارون متنفریم

پی نوشت چهارم: حس میکنم بارونم از ما متنفره

پی نوشت پنجم: در روزهای بارانی اگر خودرو دارید مانند انسان های متمدن رفت و آمد کنید و اگر خودرو ندارید شبیه کسی که یه نفر و کشته رفت و آمد کنید



۱۲ مهر ۹۷ ، ۱۸:۰۰ ۶ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

غافلگیر شدیم

۱۳۵۹/۶/۳۱
۱۳۹۷/۶/۳۱
۳۱ شهریور ۹۷ ، ۱۹:۳۸ ۴ نظر موافقین ۷ مخالفین ۰

من بجای تو

خیابان را، بی آنکه نگاه متعجب همشهریانم برایم مهم باشد، به سمت مرکز شهر طی میکردم. عمدا پایم را با تمام قدرت درون چاله های آب میکوبیدم. عاشقش بودم. باران های شهرم را می گویم. اما دریغ که نمی توانستم این حس را در نگاه های دیگران ببینم. صورت عبوس پسرک که از ترس خیس شدن میان ورودی مغازه ها پنهان شده بود ترغیبم میکرد تا با قدرتی بیشتر پاهایم را به زمین بکوبم و ببینم قطره های باران به هوا میپرند. میخواستم برگردند به آسمان. لبخند او می ارزید به هزاران قطره


پی نوشت اول: این متن به عنوان شرکت در این چالش و به دعوت آسوکا عزیز نوشته شد

پی نوشت دوم: از زبان خود آسوکا هستش :))

پی نوشت سوم: میدونم چیز خوبی درنیومد . خیلی تند تند شد

پی نوشت چهارم: اون پسرک عبوس خودمم :))

۱۱ شهریور ۹۷ ، ۱۵:۵۰ ۸ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

حرکات مشکوک در عروسی

جاتون خالی چند روز پیش عروسی داشتیم . عروسی یکی از دوستان با یکی دیگه از دوستان . همونطور که میتونید حدس بزنید یکی از دوستان مونث بودن چون ازدواج هم جنس هنوز جا نیفتاده . 

ساعات اول عروسی واقعا چیز خاص و دندون گیری نداره، به همین دلیل اکثرا سعی میکنن کمی دیرتر بیان که از اون ساعات اولیه گذشته باشه . ولی همه همین فکر و میکنن و به اجبار ساعات اولیه رو کمی دیرتر تجربه میکنیم .

از تغییر جا به دفعات برای اشراف کامل به تمامی نقاط تالار یا بررسی تک تک مهمان ها از ورودی تا نشستن و پوست اندازی اولیه (منظور درآوردن البسه و رونمایی از لباس مجلسی است)

پچ پچ های بسیار با کنار دستی که نود درصد به این شکل میباشد:

+ اون و ببین

- آرررررره

این مکالمه محرمانه تقریبا تا وقتی که نشه چراغ های تالار و از آینه ماشین دید ادامه داره و بعدش تبدیل میشه به :

+ اون و دیدی؟

- آررررره

از اینا که بگذریم و یکی دو ساعت و فاکتور بگیریم میرسیم به بخش اصلی . زمانی که یه جوون بیست و چند ساله با چشمانی جستجوگر میاد توی سالن و به چند نفر اشاره میزنه و میره . بعد به صورت رندوم از هر میز یک تا دو نفر کم میشن و میرن بیرون . این وسط بعضی وقتا یه نفر دوباره برمیگرده و جیباش و با میوه و شیرینی پر میکنه و چند قدم که دور میشه دوباره برمیگرده و ظرف میوه رو کلا میبره .

از اونجایی که من روح جستجوگری دارم٬ این دوست عزیز و تعقیب کردم و دیدم میرن سمت پارکینگ و همگی پشت یه پرده برزنت خودشون و مخفی میکنن .

به صداها که توجه کنی همه برای هم آرزوی سلامتی میکنن و شادی همدیگه رو میخوان . وقتی پرده رو کنار میزنی میبینی شوهر عمه ۶۸ ساله عروس چهار زانو نشسته و یه لیوان به همراه یه خیار دستشه و بقیه بهش میگن :

+ بو نکن . فقط بخور!

این شرایط اونقدر ادامه داره که تقریبا نیمی از جمعیت تالار پشت پرده رو ببینن .

بعد از پایان ماجرا، دوستانی که از میون جمعیت انتخاب شده بودن راهی سالن میشن ولی فقط کمی بیشتر از ۷۰ درصدشون موفق میشن از ورودی عبور کنن و مابقی میون بوته‌های گل، صندق عق ماشینی که بازه، به سمت شهر و تعدادی هم سعی دارن از طریق عبور از دیوار وارد سالن شن . 

اونایی که موفق به ورود شدن شادی و نشاط خودشون و به بقیه هم انتقال میدن و شروع به مکالمه میکنن با کنار دستی :

+ حاجی اون و

- آررررره

+ بریم وسط؟

- نگرفته

این مکالمه تا چند روز بعد از مراسم هم ادامه داره منتهی با کمی حذفیات :

+ اصن نگرفته بود

- آره

(این داستان ادامه دارد)

۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۹:۵۲ ۲ نظر موافقین ۶ مخالفین ۰

پیچ

وقتی آدمای خوب زندگیتون و می پیچونید

این پیچ زندگی خودتونه که شُل میشه

۲۳ تیر ۹۷ ، ۱۱:۴۹ ۳ نظر موافقین ۹ مخالفین ۰